اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز جمعه 3 آذر 1396  
تمامی کالا و خدمات این سایت حسب مورد دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه بوده و فعالیتهای آن مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد
مصاحبه

مصاحبه با بنیانگذار پرورش صنعتی بلدرچین در ایران

  

 

 

باسلام.  لطفاً خودتان را معرفی کنید و در مورد شروع کار پرورش بلدرچین در ایران توضیحاتی ارائه فرمایید؟

من دکتر محمدعلی رادی میبدی هستم. در سال 1355 از دانشگاه شیراز در رشته دامپزشکی فارغ التحصیل شدم. دوره آموزشی کوتاهی را در انگلستان گذراندم و بعد وارد خدمت نظام وظیفه شدم. در ابتدای انقلاب در رشته دامپزشکی مشغول به فعالیت شدم و بعد که برای همکاری در وزارت کشاورزی دعوت شدم، در سالهای آخر خدمتم در تهران، موفق شدم که کتاب نظام دامداری را تدوین کنم. در نظام دامداری روش های پرورش حیوانات غیر متداول (حیواناتی به غیر از آنهایی که دامداران ما به عنوان دام می شناختند) مطرح شده بود. یکی از آن ها بلدرچین بود. بلدرچین پرنده ای از شاخه کبک سانان است که نگهداری و پرورش آن در دنیا، سال های سال است که متداول می باشد.

من زمانی که تهران را به قصد میبد ترک می کردم، تعداد انگشت شماری بلدرچین را که از یکی از دوستانم گرفته بودم با خودم آوردم. البته پرورش بلدرچین قبل از این نیز، طراحی و عملی شده بود ولی موفقیت آمیز نبود. من در ابتدا با همان تعداد اندک بلدرچین، در منزل مسکونی خودم در میبد، شروع به فعالیت کردم و وقتی که تعداد آن ها را از 10 قطعه به 500 قطعه رساندم، دوستان خود را تشویق کردم که برای پرورش آن اقدام به اخذ پروانه تأسیس و بهره برداری کنند، که این کار نیز صورت گرفت و کمتر از یکسال یک فارمی شد که بعدها به بزرگ ترین فارم پرورش بلدرچین در ایران و حتی خاورمیانه تبدیل شد، فارمی به نام "شرکت بلدرچین میبد"، که البته بنده فقط در طراحی و بنیان گذاری و مشاوره آن نقش داشتم.

در آن زمان بلدرچین را اغلب افراد به جز در کتاب درسی شان که داستان "بلدرچین و برزگر" بود نه شنیده بودند و نه دیده بودند، بنابراین برای بازاریابی آن با مشکل جدی مواجه بودیم. و مدت زیادی طول کشید تا مردم آشنا شوند. البته همه خواص که به شهر ما مراجعه می نمودند، از فارم ما هم بازدید می کردند و ما را مورد تشویق قرار می دادند، منتهی بازار همچنان مقاومت نشان می داد. و این سال های سال طول کشید تا کم کم خانواده ها، بازار، رستوران ها و هتل ها را با این نوع غذا آشنا کنیم. نحوه پخت و تهیه آن هم مشکلات عدیده ای داشت، که اگر پرنده به خوبی طبخ نشود، آن طوری که باید و شاید، پاسخگو نخواهد بود. برای آن هم روش های متعدد پخت را دنبال کردیم، بروشورها و تراکت های متعددی تهیه کردیم و در اختیار علاقمندان قرار دادیم.

به هر صورت الان که بیش از 25 سال از آن تاریخ می گذرد، همچنان بلدرچین در کشور ما مطرح است، هم تولیدش، هم تهیه اش، هم پختش و هم مصرفش. باید عرض کنم که علاقه مندان می توانند برای اطلاع از خواص این پرنده به کتاب های متعدد مراجعه کنند. اما خلاصه این که بلدرچین یک غذای بهشتی است که خواص متعددی بر گوشت و تخم آن مترتب است که کم و بیش افراد شنیده اند و بیش از آن را نیز، خود باید مطالعه کنند.

 

در حال حاضر جایگاه ایران از نظر پرورش بلدرچین در چه سطحی است و به نظر شما از زمان شروع پرورش بلدرچین در ایران تاکنون چه پیشرفت هایی اتفاق افتاده است و آیا با پیشرفت های جهانی هماهنگ بوده است؟

اگر منظورتان از جهان، غرب است، سال های سال و شاید بیش از ده ها سال است که آنها بلدرچین را شناخته اند و آن را بومی کرده و روی نژاد های مختلف اش کار کرده اند و آنرا نیز به چندین نژاد معروف جهانی تبدیل کرده اند که معروف ترین آن نژاد گوشتی ژاپنی است که در ایران هم متداول است. بنابراین ما برای مطرح شدن، باید جایگاه تحقیقاتی مناسبی داشته باشیم و گرنه در سطح جهانی، ما هم مثل یکی از کشورهای تولید کننده بلدرچین هستیم نه بیشتر.

اما در سطح منطقه، از نظر تولید شاید یکی از بزرگترین پرورش دهندگان بلدرچین باشیم. البته عربستان زمانی بزرگ ترین فارم پرورش بلدرچین را در منطقه داشت، اما کم و بیش غالب کشورهای دیگر هم اقدام به پرورش بلدرچین کرده اند.

موضوع مهم، در پرورش بلدرچین، مصرف صحیح فرآورده های آن است. یعنی اگر گوشت بلدرچین به روش صحیحی پخته شود و به صورت آماده طبخ، در اختیار مصرف کننده گان قرار گیرد، یکی از لذیذ ترین غذاهایی است که بشر تاکنون به آن دسترسی پیدا کرده، که در قدیم نیز در سفره پادشاهان جای داشته است، همین بلدرچین است.

اما دستاوردهای ما از نظر کیفی خیلی اندک است. مثلاً ما در فارم خودمان توانسته ایم با اقدام خیلی دقیقی از همخونی این حیوانات یا بهتر بگویم خود آمیزی ژنتیکی آن ها جلوگیری کنیم و در عین حال، یک بهبودی در میزان وزن و بازدهی آنها داشته باشیم. اما متأسفانه فارم جدی برای تحقیقات بلدرچین در سطح کشور تأسیس نشده است، درحالی که دانشگاه ها باید نسبت به آن حساسیت نشان دهند و بلدرچین را مثل یکی دیگر از پرندگانی که گوشت آن ها مورد استفاده قرار می گیرد، مورد تحقیق قرار داده و نتیجه آن را به واحدهای تولیدی و تجاری اعلام کنند، که متأسفانه تاکنون این چنین نشده است.

 

جناب آقای دکتر رادی میبدی! به نظر شما پرورش بلدرچین چه نقش و جایگاهی در سبد غذایی خانواده ها دارد؟

اگر از نظر کمّی بسنجیم، بلدرچین قابل رقابت با مرغ نیست، اما علی القاعده خانواده ها در صدد تنوع در نوع غذای خود هستند، کما این که در هر فصلی میوه های مختلفی مصرف می کنند، از فضای بیرونی متنوعی استفاده می کنند، به سفر میروند، به مهمانی می روند، بلدرچین هم باید به صورت تنوع در سبد خانوار جای بگیرد؛ اما به دلیل عدم ثبات وضعیت اقتصادی خانواده ها، آنها کمتر رغبت می کنند و امکانات این را هم ندارند که به بلدرچین که یک غذای خوب و نسبتاً گران است، دسترسی پیدا کنند. البته بنده معتقدم که اگر گوشت بلدرچین را خالص کنند، یعنی استخوان آن را کم کنند، در مقابل گوشت مرغ و گوسفند قابل رقابت است؛ اما آنچه که مردم مشاهده می کنند قیمتی است که روی بسته بلدرچین زده شده است، بنابرین از خود مقاومت نشان می دهند و در وضعیت هایی که اوضاع اقتصادیشان بهتر هست مراجعه می کنند و به محض این که رکود اقتصادی دامنگیر جامعه می شود، بلدرچین جزء اولین محصولاتی است که تحت تأثیر قرار می گیرد. اما من معتقدم که کیفیت، طعم، لذت و مزه غذایی که در یک سفره حاوی بلدرچین دیده می شود همه این مسایل را باید پشت سر بگذارد. شما می توانید با یک قطعه بلدرچین و یک پرس غذا، مهمانتان را کاملاً سیر کنید، در حالی که با بهترین غذا هم از ایشان پذیرائی کرده اید. بنابرین برای اینکه بلدرچین در سبد غذایی مردم قرار بگیرد، دو کار باید صورت بگیرد:

اول اینکه وضع اقتصادی کشور رو به بهبود برود که انشاالله در شُرُف بهبود است.

دوم اینکه مردم آموزش لازم را ببینند و آگاهی لازم را پیدا کنند و در واقع از خواص و فوایدی که گوشت بلدرچین نسبت به سایر گوشت های مشابه دارد، مطلع شوند و اگرچه می شود انتظار داشت که دولت هم در این کار کمک کند، ولی بهتر از همه خود سندیکاهای تولید کنندگان است که باید فیلم، بروشور، تیزر وکلیپ های تبلیغاتی را در رسانه ها و رادیو و تلویزیون پخش کنند و البته در خصوص نحوه ی پخت، فواید و مزیتهای آن، با سرآشپزهای مجرب و متخصصین تغذیه مصاحبه کنند و برای مردم پخش کنند تا مردم کم کم آشنا شوند.

من اعلام می کنم که نه تنها بلدرچین بلکه سایر پرنده ها مثل اردک، غاز و بوقلمون هم جایگاه خودشان را پیدا نکرده اند بطوریکه در بعضی از کشور ها، هر فرد در یکسال به طور متوسط 17 تا 18 کیلوگرم گوشت بوقلمون مصرف می کند و این در حالی است که در ایران متوسط مصرف، زیر 500 گرم هست. پس متوجه می شویم که بلدرچین هم در کنار سایر پرندگان به غیر از مرغ، جایگاه ترقی و توسعه را برای مصرف و در سبد خانوار قرارگرفتن دارد. لذا اقدامات مفید و کارآمد در زمینه تبلیغات، می تواند جایگاه این پرنده را در سبد خانوار تقویت کند.

 

به نظر شما در حال حاظر چه مشکلاتی در پیش روی این صنعت وجود دارد؟

اول اینکه این صنعت مشکلاتی مشابه سایر صنایع پرورشی و تولیدی را دارد. یعنی به محض اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان می شود، مثلاً مواد اولیه گران می شود یا بازار با تنش مواجه می شود، تولیدکنندگان نیز با تنش مواجه می شوند. این حالت نه فقط شامل حال بلدرچین بلکه شامل حال همه ی واحدهای تولیدی، مخصوصاً واحدهای تولیدی مواد غذایی، کشاورزی، دامداری و پرورش انواع حیوانات می شود.

بحث دوم بحث تخصصی بلدرچین هست. در مورد بلدرچین به دلیل این که تخصص آن به طور کافی وجود ندارد، تولیدکنندگان گاهی اوقات با خطر جدی مواجه می شوند. مثلاً یک بیماری هست به نام برونشیت مخصوص بلدرچین یا Quail Bronchitis که البته این با برونشیت مرغ هیچ تشابهی ندارد. تا بحال هیچ واکسن و داروئی هم برای پیشگیری یا درمان آن وجود ندارد، حال اگر فارمی در داخل کشور با این بیماری مواجه شود هیچ کاری برای آن نمیشود انجام داد. هیچ واحد تولیدی، از این خطر دور نیست، گرچه احتمال آن کم هست؛ ولی وجود دارد.

از طرفی مهم ترین مسئله ای که یک واحد تولیدی اعم از مواد غذایی یا واحد تولیدی دام و طیور (که بلدرچین هم یکی از آنهاست) با آن مواجه هست، ایستایی و عدم توسعه کیفی است. یعنی اگر واحدهای تحقیقاتی مثل دانشگاهها و موسسات علمی، پژوهشی و تحقیقاتی، کار توسعه و بهبود این پرندگان را دنبال نکنند، این واحدها همیشه به صورت ایستا خواهند بود و توسعه کیفی در کنار کارشان نخواهند داشت و من اکنون به جِد می توانم بگویم که تحقیقات جدی در ظرف این بیست - سی سال در مورد بلدرچین به عمل نیامده است. من به واحدهای تحقیقاتی اعم از دولتی یا بخش های غیر دولتی وابسته به دانشگاه ها، توصیه می کنم که این کار را در کنار سایر کارهای تحقیقاتی شان حتماً قرار بدهند. 

 

فرآیند پرورش بلدرچین را در کشور چه طور ارزیابی می کنید؟

پیش بینی و ارزیابی من به این صورت است که اگر برای تحقیقات پرورش بلدرچین اقدامی صورت نگیرد، یک ایستایی در این صنعت خواهیم داشت. در طرف مقابل هم برای معرفی محصولش به خانوارها، رستوران ها و هتل ها باید اقدامی جدی صورت بگیرد و مخصوصاً علمای علم تغذیه باید خواص گوشت این پرنده را تبیین و تشریح کنند و هنرمندان طباخ ما باید به نحو احسن این پرنده را طبخ کنند و به مردم معرفی کنند تا نسبت به آنچه که هستیم توسعه قابل توجهی داشته باشیم.

 

نظرتان در خصوص صادرات محصولات بلدرچین چه می باشد؟

در راستای صادرات گوشت و یا تخم این پرنده هم، باید عرض کنم که مشکلات صادرات که دامنگیر همه ی واحدهای صادرکننده هست شامل حال این پرنده هم هست، مضافاً این که مواد غذایی صادراتش مثل یک بمب ساعتی است که در دست تولیدکننده است، هر آن ممکن است تاریخ مصرفش بگذرد، برچسب های آن مورد اعتراض طرف مقابل قرار بگیرد، در سردخانه های مبدأ یا مقصد دچار مشکل بشود و هر یک از اینها خودش یک بمب ساعتی است که ممکن است تولید کننده را دچار مشکل کند. صادرات یک حرکتی است که قطعاً باید دولت در حمایت آن اقدام بسیار مثبت و مفیدی بکند. نه تنها در انجام صادرات، بلکه بخاطر بازگشت سرمایه و ارز به داخل کشور هم مثل هر واحد تولیدی دیگر، باید مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد. مضافاً این که مواد غذایی ممکن است در هنگام صادرات دچار فساد شوند و در مبدأ و مقصد ممکن  است دچار اشکالات پیش بینی نشده ای گردند که به همین دلائل باید مورد حمایت و بیمه هم قرار بگیرند.

 

به نظر شما رشته پرورش بلدرچین چقدر می تواند در ایجاد اشتغال کارآمد مؤثر باشد؟

پرورش بلدرچین مثل پرورش سایر طیور مثل مرغ گوشتی، مرغ تخم گذار و مرغ مادر، یک واحد اشتغال زاست و البته چون هَندلینگ این پرنده بسیار ظریف است لذا خیلی از کارهایش را باید با دست انجام داد، مثل جا به جا کردن و انتقال آنها از یک سالن به سالن دیگر و علی القاعده نسبت به مرغداری صنعتی، نیروی اشتغال و نیروی کار بیشتری می طلبد و در کنار آن هم واحدهای تولید ماشین جوجه کشی، سردخانه های کوچک، کشتارگاه های مناسب و واحدهای فروش، در سراسر کشور میتوانند فعال باشند. پس یک دامنه ی گسترده ای را برای اشتغال کسانی که به پرورش این پرنده مشغول هستند در بر می گیرد.

 

اگر مطلب دیگری هست بفرمایید؟

آخرین مطلبی که به ذهنم می رسد این است که پرورش بلدرچین قبل از آن که یک صنعت باشد، یک هنر است؛ چون بلدرچین پرنده ای بسیار ظریف و در طبیعت هم موجودی منحصر به فرد است لذا در پرورش آن، رعایت اصول فنی و بسیار ظریفی لازم است. من توصیه نمی کنم هر کسی که این مطلب من را می خواند، فوراً اقدام به پرورش بلدرچین بکند، چون بسیاری از کسانی که ظرف این بیست سالی که من با این صنعت آشنا هستم و بنیانگذار آن بودم، وارد این صنعت شدند، از حول حلیم توی دیگ افتادند و آواز دُهُل را از دور شنیدند. پس بهتر است کسانی که می خواهند اقدام به پرورش بلدرچین بکنند چند نکته را مورد توجه قرار بدهند:

اول اینکه حتماً باید کار آزموده باشند و یا کار آزموده و متخصص این امر را در کنار خود داشته باشند. دوم اینکه طاقت یک مقداری مرارت و سختی و حتی ضرر و زیان را هم داشته باشند. یعنی اگر در چند سال اول با ضرر و زیان و مشکلات مواجه شدند، کمر آنها خم نشود، طاقت بیاورند و این کار را ادامه دهند. سوم اینکه علاقه و پشتکار برای این کار داشته باشند. صرف درآمد زایی و اشتغال زایی کفایت نمی کند. در واقع این کار یک هنر است و هنرمند اینکار را باید انجام بدهد. بنابراین صرف اینکه کسی مرغدار یا دامدار بوده، برای دست به کار شدن پرورش بلدرچین کافی نیست. و نکته آخر اینکه پرورش دهندگان بلدرچین باید همدیگر را پیدا کنند و سندیکا بوجود آورند تا بتوانند از صنعت خودشان، حمایت و پشتیبانی کنند. گرچه دولت وظیفه مهمی برای حمایت از تمام تولیدکنندگان بویژه تولیدکنندگان محصولات خاص دارد، ولی این تولید کنندگان نباید به آن امید بنشینند تا کاری بشود، بلکه این خودشان هستند که باید از کارشان حمایت کنند.

 

در پایان از وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگذاریم.

بازدید امروز : 24 نفر
بازدید دیروز : 50 نفر
بازدید کلی : 110495 نفر
افراد آنلاین : 1 نفر
لیست قیمت های روز